اي ايران
ما برای پرسیدن نام گلی ناشناس ،
چه سفرها کرده ایم
چه سفرها کرده ایم
ما برای بوسیدن خاک سر قله ها ،
چه خطرها کرده ایم
ما برای آنکه ایران خانه ی خوبان شود ،
رنج دوران برده ایم
ما برای آنکه ایران گوهری تابان شود ،
خون دل ها خورده ایم
ما برای بوییدن بوی گل نسترن ،
چه سفرها کرده ایم
ما برای نوشیدن شورابه های کویر ،
چه خطرها کرده ایم
ما برای خواندن این قصه ی عشق به خاک ،
رنج دوران برده ایم
ما برای جاودانه ماندن این عشق پاک ،
خون دل ها خورده ایم
ای ایـــــــــــــران ... /
+ نوشته شده در دوشنبه دهم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 0:2 توسط بهرام
|
سلام